همه چیز درمورد معماری

رنزو پبانو





دفتر فنی و کارگاه رنزو پيانو در سال 1980 در پاريس و جنوآ ايتاليا شکل گرفت و اکنون تعدادی برابر با 100 مهندس ، معمار و متخصصين ديگر در قسمتهای مختلف شرکت مشغول به کار هستند که همگی معتقدند به ساخت ساختمانهای کارآمد و آزمودن ايده های طراحی که منعکس کننده ايده های رنزوپيانو است ، می باشد .
رنزو پيانو در سال 1937 در جنوآ ، ايتاليا در خانواده ای معمار به دنيا آمد ، پدر ، 4 عمو و برادرش همه پيمانکار ساختمانی بودند . هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنيک معماری ميلان بود مرتبا از پروژه های ساختمانی پدرش بازديد می کرد که اين بازديد ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد .

افتخارات :
- عضويت افتخاری جامعه معماران آمريکا ، آمريکا ، 1981
- مدال طلا از انستيتو سلطنتی معماران بريتانيا ، انگلستان ، 1989
- جايزه Cavaliere di Gran Croce از هيئت دولت ايتاليا ، رم ، ايتاليا ، 1989
- جايزه کيوتو ، ايناموری فونديشن ، کيوتو ، ژاپن ، 1990
- عضويت افتخاری دانشکده هنر و تحقيقات آمريکا ، آمريکا ، 1994
- از طرف يونسکو به عنوان سفير معماری حسن نيت معرفی شد ، 1994
- جايزه ميکل آنژ از رم ، ايتاليا ، 1994
- جايزه اريز موز ، آمستردام ، هلند ، 1995
- جايزه معماری پريتزکر ، کاخ سفيد ، واشينگتن ، آمريکا ، 1998
- معمار دانشکده ملی سن لوکا ، رم ، ايتاليا ، 1999
- مدير کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur ، فرانسه ، 2000
- سلطان معماری ، ونيز ، ايتاليا ، 2000
- جايزه لئوناردو ، رم ، ايتاليا ، 2000
- جايزه وکسنر ، مرکز رنزو پیانو - Renzo Piano

 



رنزو پيانو در ‍‍‍‍‍جئونا در ايتاليادر 14 سپتامبر سال 1937 متولد شد در سال 1964 از مدرسه معماري در ميلان فارغ التحصيل شد و به عنوان يك دانش آموز در زير نظر يك گروه مهندسي در فلورانس شروع به كار كرد .معماري پيانو به سوابق او بستگي دارد چرا كه پدري معمار داشت و با طرز قرار گرفتن ساختمان ها آشنا بود او پسري خجالتي بود كه در منطقه پيكي زندگي مي كرد در آنجا منظره اي از طبيعت وجود نداشت و آفتاب سوزان هم آنها را دچار مشكل مي كرد لدا تصميم گرفت تا سايباني از برگ در امتداد باد به طور ثابت درست كند و اين اولين كار او در راستاي معماري بود .در بين سالهاي 1965تا 1970 او تجارب زيادي با مسافرت هاي دانشجوئي به آمريكا و بريتانيا به دست آورد و در اين موقع بود كه با جيمز پرو آشنا شد و دوستي آنها تاثير بسزايي در حرفه اي شدن او داشت به اين ترتيب نظرات خود را اثبات كرد و با كساني كه به مخالفت از او مي پرداختند به مخالفت پرداخت و خواستار مسابقه دادن با آنها بود .فقط با مدد گرفتن از تجربه است كه ميتوان به كشفيات مختلف دست يافت و به مرحله اي برسيم كه كمتر احساس نارضايتي كنيم. بيشتر برنامه هايي كه امروز ما در طراحي ساختمان از آن استفاده مي كنيم ،بعدها بوجود آمدند. براي مثال،هر چند« پيانو» بناهاي تاريخي ايتاليا را دوست داشت و آنها را گسترش مي داد ،ولي اين امر براي او از زماني محقق شد كه علم شناخت آثار باستاني در تمام زمينه ها، كارهاي او را تحت تأثير قرار داد.

حتي اين ايده هاي اجتماعي كه اكنون به وضوح در كارهاي او ديده مي شود ،بعدها،و از انگليس وارد كارهاي او شد .او همانند «ريچارد راگرس» تحت تأثير روح دپارتمان معماري لندن قرار گرفته بود جايي كه در پروژه ي دانشجويان اواخر دهه ي 1960،فن آوري ابزار ها محيط انعطاف پذيرانه اي را براي خدمت به تجربه ي اجتماعي به وجود آورده بودند ،او بطور غير مستقيم به سان «جين پرو» طرفدار عقايدي بود كه نويسندگان انگليسي حدود قرن 19 با آن سر وكار داشتند.
«پيانو»مهندسي معماري را در دانشگاه «فلورانس» و «پليتكنيك ميلان» سپري كرد و بعدها در سال 1964 فارغ التحصيل شد ولي تأثير اين مؤسسات در شكل گيري شخصيت او براي رسيدن به هنر معماري ،به مراتب كمتر از دوران بچگي و پيش زمينه خانوادگي او نشست و بر خاست هاي او با معماران بزرگ كه معمولا ايتاليايي و . . .بودند
خصوصا فعاليت هاي خود او بعد از تحصيل بود .
«پيانو» از همه ي اين ها چيز هايي آموخت و به گفته ي خود « دزدي برخي اسرار » كه مي توانست او را براي يك تحول دروني آماده سازد .
بعد از پدرش ، « فرانكو آلبيني » اولين الگو و كار فرماي او شد . « آلبيني » در ميان بقيه ي كارهايش ،معمار « آرشيتكت » يك سري فروشگاه زنجيره اي بود كه بعضي از آنها واقعا عالي و استثنايي بودند . به نظر مي رسد با توجه به ساختار نمايش داده شده ، اين ساختمانها از پيشگامان عرصه ي تكنولوژي برتر آن زمان بوده اند . همچنين او مسئول
برخي از بناهاي تاريخي و تأثير گذار قديمي بود كه برخي از آنها در « جنوا » هستند . و
مي توان عنوان طراح را هم به او اطلاق كرد . « پيانو » شديدا تحت تأ ثير لذتي كه «آلبيني » از كار و لوازم و جز ئيات كار ها مي برد ، ( كارهايي كه در استوديوي ميلان انجام مي داد ) قرار گرفت .
« پيانو » براي انجام كار و شروع كار هيچ اقدامي نكرد زيرا اولا خجالتي بود و ثانيا از جواب هاي منفي كه ممكن بود بشنود ، واهمه داشت ولي سر انجام براي شروع كار به يك دفتر مهندسي رفت تا كار خود را شروع كند . كار اوليه ي او اسمبلي مجدد دستگاه هاي تلويزيون بود تا ايراد هاي احتمالي را شناخته و راهكار هاي پيشنهادي را مورد بررسي قرار دهد تا اين دستگاه ها طراحي شوند .
« پيانو » با « آلبيني » به مدت دو سال كار كرد . اين همكاري زماني بود كه آلبيني مشغول كار براي تبديل يك موزه در جنوا بود . شايد « پيانو » بيشترين تجربه ي خود را در سفر هايي بدست آ ورد كه آ خر هفته ها از منزل به « جنوا » مي رفت . « آلبيني » معمولا در « پاويا » به ملاقات رئيس خود مي رفت تا او را در چند و چون كارهاي مبلمان چوبي كه او طراحي آنها را به عهده داشت ، قرار دهد . آنها معمولا دو ساعت تمام و يا بيشتر را به مطالعه ، تجزيه و تحليل جز ييات مي پرداختند . از اين موارد و از تجربياتي كه او در كار طراحي سيستم طاقچه بدست آورد ، پيانو فهميد كه متد طراحي آلبيني ( كه الان متد پيانو مي باشد ) مبني بر حذف كردن قسمتهاي غير ضروري است بدون اينكه آسيبي به سيستم برسد .
در همين ايام بود كه « پيانو » براي اولين بار « جين پرو » را در زماني كه در حال كار بر روي يك طرح هنري در فرانسه بود ، ملاقات كرد . چيزي كه براي پيانو عجيب بود و او را تحت تأثير قرار مي داد اين بود كه « پرو » چگونه بر مشكلات فائق مي آمد مانند درست كردن يك پل از يك تكه كاغذ كه به اندازهاي مقاوم باشد كه بتواند فشار يك خودكار را تحمل كند كه اين كار همانطور كه نياز به فكر زيادي داشت مي بايست با ممد گرفتن از دست نيز حل مي شد چون مي بايست به طور ماهرانه اي با دست روي آن كار مي شد .
بعدها ، در زمان ساخت ساختمان « مركز پامپيدو » كه در آن « پرو » يكي از اعضاي حياتي بود ، آن دو با يكديگر دوست صميمي شدند . استوديوي « پرو » واقع در خيابان «رودس بلانس مانتكس » با استوديوي « پيانو » در « رو است كرويكس دلا برتونري » حدود 100 متر فاصله داشت و آن دو معمولا ناهارها را با يكديگر صرف مي كردند ولي با تمام شباهت هايي كه بين آن دو بود و با تمام اراداتي كه پيانو به او داشت ولي وي نتوانسته بود « پيانو » را به اندازه ي « آلبيني » تحت تأثير قرار دهد ولي به جاي آن «پيانو » طرحهايي را اجرا مي كرد كه ساختارهاي جديدتري داشتند .
از آن جايي كه « پرو » و « پيانو » هر دو علاقمند به ابزارها و تكنولوژي جديد بودند ، هيچكدام علاقهاي به كار سازه هاي عظيم و محتويات آن نداشتند و اين باعث خدشه دار شدن وحدت در معماري و فقدان هويت در ساختمانها شد ولي در مقابل آنها اعتقاد خاصي به « هدف ساخت » براي هر ساختمان داشتند . هماهنگي اي كه بايد در همه ي بخشها حفظ مي شد و همچنين اهميت صنعتكاري در هر دو مقوله ي شكل سازه و دميدن روح در تكنولوژي .همچنين در به هم پيوستگي سازه و صنعتكاري در توليدات صنعتي ، هر دوي آنها محافظه كارانه رفتار مي كردند و براي هر دوي آنها مهم بود كه سازنده ي طرح پيمان را با كار قطع نكند . جايي كه محموله ي ابزارها داراي بهترين ذخيره هستند و نه تنها با چشم بلكه با احساس دست نيز مي توان درك كرد .
يك تفاوت بزرگ ولي نه چندان مهم بين آنها اين بود كه « پرو » زماني كه با صفحات فلزي دو يا سه بعدي كار مي كرد به اصل خميدگي مي پرداخت در حالي كه « پيانو » به حكاكي تمايل داشت و با مدلهاي مكعبي كار خود را شروع كرد .
اگر « پيانو » اهميت صنعتكاري و كارگاه را از دوستان سازنده اش آموخته ، « پرو » همان اصول را از پدرش آموخته بود .
بنيانگذار « اكول دس بلكس آرتس » كه نام خود را به عنوان يك ايده ي هنري و جنبش حركتي ثبت كرد و اثرش يكي از مهمترين مراكز هنري « نووا » شد .
« ويكتورپرو » شديدا تحت تأثير نوشته هاي « جان راسكين » و « ويليام مدريس » قرار گرفت .در كنار اين علايق به صنعتكاري ، اين نوشته ها عقايد سياسي و اجتماعي پرو را نيز متأثرقرار داد كه بخش بزرگي از زندگي او بود . هر چند كه اين ها به بحث گذارده نشد ، پيانو اذعان كرد كه گفتگو با « پرو » براي كشش بين عقايد او و عقايد نويسندگان محتمل است . جدا از اين در رابطه ي صنعتكاري و اجتماع ، آنجلو ساكسون هم هر چند كم ولي بر روي بعضي از عقايد او تأثير داشت . مطمئنا « پرو » عقايد و علايق خود را الهام گرفت و در جنبه هاي اجتماعي معماري به كار برد . در اين اثنا « پيانو » تحت تأثير پروژه هاي مشخصي مثل «ابي پيره » كه در اوايل دهه ي 1950 بود ، قرار گرفته بود و مي نويسد كه حمايت « پرو » از ساخت ساختمان مثل ماشين ، براي نتايج اجتماعي كمتر از پيشرفتهاي تكنيكي بود . با به خاطر آوردن شهرت مركز پامپيدر و ساختمان همانند آن از پيانو و كار هاي بعدي او بعد از پامپيدر و رفاقت شديد او با « پرو » كه اكنون ريشه دار تر شده بود ، نشان مي داد كه چگونه روي عقايد اجتماعي او تأثير مي گذاشتند.
يك مورد ديگر كه به طور خلاصه به آن اشاره مي شود ، مهندس انگليسي الاصلي بود به نام « ماكو وسكي » كه تخصص خاصي در فريمهاي قصيال داشت كسي بود كه « پيانو »
مدارك برخي از جديدترين تجربياتش را با مختصري از ساختار آنها برايش فرستاده بود
اين امر منجر به دعوتي شد مبني بر همان ساختار ها كه در محل دانشگاه تكنولوژي «باترسيا » و در سال 1966 اتفاق افتاد .
« ماكو وسكي » به دنبال شخصي بود تا قدرت تحليل ساز را با توجه به عملياتهاي محاسباتي داشته باشد و اين در حالي بود كه « پيانو » تحت تأثير هوش و ذكاوت و احترام اين مهندس قرار گرفته بود . نقشه ها روي هم قرار گرفته بود تا منجر به ساخت يك شركت براي تخصصي كردن ساختارها شد . ولي بعد پيانو فهميد كه اين امر بسيار محدود كننده خواهد بود و اينكه بيشتر معماري بايد مي شد تا فريم فضا و سقفها .
اولين دفتر كارگاهي او براي خودش در سالهاي 69-1968 و در بيرون جنوا ، تأسيس كرد تا كارهاي فضاسازي فريمهاي پشتيبان به سان سقفها را انجام دهد ، سهم عمده اي از آن متعلق به « ماكو وسكي » بود .
تأثير شديد و طولاني مدتي كه هنوز هم آثار آن وجود دارد مربوط به كشف « پيانو » در
بريتانيا و در گروه « آرچيگرم » اتفاق افتاد . برداشت شگرفي از تكنولوژي و گسترش آن ، احتمالا « پيانو » را مورد تأثير قرار داد تا تكنولوژي و طبيعت را به يك هارموني جالبي برساند . مطمئنا تزها ، كارها و الكترونيك گروه « آرچيگرم » در كارهاي بعدي «پيانو » به وضوح ديده مي شود كه از جمله ي آن كارخانه ي « لينگوتو » و نمايشگاه بين المللي « كلمبوس » است .

منبع:http://www.kelvan.ir

__________________
به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

هنر وکسنر ، کلومباس ، اوهايو ، آمريکبخشی از سخنرانی رنزو پیانو : 336



رنزو پیانو

معمار به معنای واقعی کیست؟ معماری چیست؟ من تا به امروز حدود سی سال از عمرم را در این حرفه صرف کرد­ام و به جرات می­گویم که درک مفهوم و معنای معماری را تازه آغاز کرده­ام.

معماری در اصطلاح لفظی یک خدمت است؛ هنری که در نهایت محصولی را می­آفریند و آن محصول به هدف منتهی می­شود اما همواره این هنر از نظر اجتماعی پر خطر است زیرا هنری تحمیلی است. شما می­توانید کتابی بد را بیرون بیندازید و یا موسیقی ناهنجار را گوش نکنید اما نمی­توانید از دیدن برجی زشت و بد منظر که در مقابل خانه­تان قد برافراشته اجتناب کنید. معماریی که منظری بد ترکیب را به مردم تحمیل می­کند، هیچ فرصتی برای استفاده کنندگان نمی­آفریند و این مسئولیتی سنگین و جدی برای نسل فعلی و نسل­­های آینده است. معماری در حقیقت کهن­ترین حرفه جهان است و شاید دومین حرفه از نظر قدمت. البته اگر شکار و کشاورزی و کشف دریاها را جزو نخستین و کهن­ترین حرفه­ها تلقی نماییم. برخی از فعالیت­های انسان، ریشه فعالیت­های دیگر اوست؛ بلافاصله پس از پیدا کردن غذا، جستجوی سرپناه مطرح شد و در نقطه­ای تعیین کننده، انسان با سرپناه­های طبیعی موجود در طبیعت و محیط ارضاء نمی­شد و درست در همین زمان معماری پا به عرصه وجود گذاشت.
معماری سرانجام همه چیز از تاریخ، جغرافیا، انسان شناسی گرفته تا محیط، علم و جامعه را با هم در می­آمیزد. در حقیقت معماری، آینه­ای از تمام آنهاست.
معماری، خود یک جامعه است زیرا بدون مردم، آرزوها، آمال و احساسات آنها، ماهیت وجودی ندارد. گوش فرا دادن به خواسته­های مردم برای معمار امری مهم و در عین حال دشوار است زیرا همواره وسوسه تحمیل طرح، طرز فکر یا روش کاری شخصی و بدتر از همه تحمیل سبک شخصی به مردم وجود دارد. اما من معتقدم رویکردی آرام لازم است؛ آرام، اما نه در حدی که قاطعیت شما را محو کند؛ قاطعیتی که برای مطرح کردن ایده­هایتان و پذیرفتن ایده­های دیگران ضرورت دارد.

معماری دانش است و معمار برای دانشمند بودن، باید یک کاشف جسور و ماجراجو نیز باشد. او باید هوشمندانه و شجاعانه با واقعیت روبرو شود و بتواند آن را درک کند و تغییر دهد. معمار همیشه باید مرزها را پشت سر بگذارد و در برخی موارد، باید پیش­تر رود و فراسوی آنها را هم ببیند.

معماری هنر است. معماری فن­ها را به کار می­گیرد تا حسی را برانگیزد و این کار را با زبان خاص خود که متشکل از فضا، تناسبات، نور و مصالح است، انجام می­دهد. برای معمار، ماده همچون نت برای آهنگساز و کلمات برای شاعر است.
در معماری نیز مانند سایر هنرها، لحظات دشواری وجود دارد. خلاقیت به معنای چالشی در تاریکی، بدون هیچ نقطه مبداء و رویارویی با ناشناخته­هاست. بدون قاطعیت در کار که گاهی بسیار حساس و ظریف می­شود، لجام کار را از دست خواهید داد. زمانی که تفکر ماجراجویانه پایان می­پذیرد، تفکر آکادمیک آغاز می­گردد. معمار برای خلاق بودن، بایستی تمام تضادهای این حرفه مثل اقتدار، آزادی، گذشته و بدعت، طبیعت و تکنولوژی و... را بپذیرد و هیچ گریزی برای رهایی از آنها ندارد.

اگر زندگی پیچیده است، هنر بسیار پیچیده­تر از آن است و معماری متشکل از همه آنهاست یعنی جامعه، دانش و هنر.

منبع: امیلیو پیتسی. رنزو پیانو. ترجمه میرسعید موسوی. نشر خاک.

برگرفته ازوبلاگ:www.eventspace.persianblog.ir

__________________
[FONT=Tahoma][SIZE=2][COLOR=black]نقد منصفانه:نقدی است،خاکستری،نه سیاه است و نه سفید.[/COLOR][/SIZE][/FONT]

ایفا آفلاین است  پاسخ با نقل قولا ، 2001نمونه کار رنزو پیانو
آکادمی علوم کالیفرنیا - رنزو پیانو



“ما برای آکادمی، محلی ساخته ایم که هم نظر بصری و هم از نظر عملکرد، جزئی از محیط اطرافش است، مثل اینکه تکه ای از زمین را برداشته باشید و زیرش یک ساختمان ساخته باشید”. اینها جملاتی بود که رنزو پیانو برای وصف آکادمی علوم کالیفرنیا گفته است.
آکادمی علوم کالیفرنیا، هم یک موزه ی تاریخ طبیعی است، هم یک رصدخانه و هم محل نگهداری بیش از ۲۰ میلیون تحقیق که از دانشمندان سراسر دنیا جمع آوری شده است. بنای قدیمی این محوطه، شامل ۱۲ ساختمان جدا از هم بود که هم اکنون همه ی آنها توسط ساختمانی مدرن که بر روی طبیعت محیط تاکید کرده به صورت یکپارچه درآمده. با وجود زیربنای وسیع این مجموعه ( چیزی در حدود ۱۰/۲۰۰ متر مربع ) ، مقدار انرژی که در آن به هدر میرود، با استفاده از آخرین تکتولوژی های ساختمانی بسیار ناچیز است.





کانسپت این بنا، همانطور که خود رنزو پیانو به آن اشاره میکند، برداشته شدن تکه ای از زمین و ساختن بنا در زیر این تکه است، به طوری که کمتری نا هماهنگی و بی احترامی به طبیعت اطراف نداشته باشد؛ به طوری که حتی تمامی گیاهانی که بر روی سقف این بنا قرار گرفته اند کاملا” طبیعی هستند.



تپه هایی که روی سقف به صورت گنبد هایی قرار گرفته شده که حداکثر شیبش ۶۰ درجه است، تنها برای زیبایی ظاهری بنا نیست. این تپه ها هم نقش یک افلاک نما را بازی میکند و هم برای نورگیری داخل استفاده می شود؛ علاوه بر آنها این تپه های گنبد مانند به وابستگی بین زمین و علوم زیستی جانداران اشاره دارد و این بنا به وسیله ی آنها مقدار زیادی از انرژی اش را ذخیره می کند. در حقیقت این تپه ها در روی سقف مانند دو بادگیر عمل می کنند، یعنی با به گردش درآوردن هوا در داخل ساختمان، هوای خنک را داخل محوطه ی اصلی داخل بنا می کنند و به این وسیله در مصرف انرژی تا حدود زیادی صرفه جویی می شود.



سقف این بنا با ۶ اینچ خاک پوشانده شده است. این کار علاوه بر اینکه باعث میشود این سقف، عایق بسیار خوبی در برابر دما باشد ( به طوری که دمای داخل بنا ۱۰ درجه خنک تر از دمای خارج است )، عایق بسیار مناسبی برای صدا هم هست ( این سقف فرکانس صدا ها را تا ۴۰ دسیبل کاهش می دهد ). علاوه بر همه ی اینها، این سقف با جذب ۹۸ درصد از آب بارندگی های احتمالی ، آب لازم برای آبیاری گیاهان را در تمام طول سال تامین میکند.



هدف رنزو پیانو این بوده تا با ساختن بنای شفاف، ارتباط بین این ساختمان و محیط اطرافش را به بهترین وجه به بینندگان القا کند، برای همین “شیشه” در دیوار های خارجی این بنا به مقدار بسیار زیادی مورد استفاده قرار گرفته که به بینندگان این امکان را میدهد تا از بین دیواره های آن، به تماشای موزه ای که در داخل وجود دارد بپردازند.

 

__________________
__هنرعبارت است از: تجلی استعداد و خلاقیت آدمی در طبیعت

معرفی پروژه های رنزو پیانو : 90


فرودگاه بین المللی کانسای ژاپن

 

 

بدون شک فرودگاه کانسای ژاپن را که نمادی از معماری �های تک� است، می توان از جمله دستاوردهایی دانست که نه تنها با تکیه بر فناوری پیشرفته زمان خود طراحی و ساخته شده، بلکه بقای آن هم وابسته به تجهیزات بسیار پیشرفته است.
با ورود به عرشه پل ارتباطی این فرودگاه و پرداخت عوارض 17 دلاری آن، در واقع شما بلیت ورود به یک نمایشگاه دائمی فناوری را به جای قبض عوارض دریافت می کنید. پلی به طول 5/2 کیلومتر با 6 مسیر مخصوص عبور اتومبیل و یک مسیر مخصوص قطار مسافربری، این فرودگاه را که در اصل یک جزیره 504 هکتاری است به شهر ساحلی �کوبه� ژاپن متصل می کند. البته این پل تنها مسیر دسترسی به فرودگاه بین المللی کانسای نیست و مسافران به وسیله کشتی های تندرو از کوبه (نزدیک ترین شهر ساحلی ژاپن) در مدت زمان کمتر از 30 دقیقه و از دورترین شهر ساحلی ژاپن یعنی �تاکوشیما� در مدت زمان 80 دقیقه به این فرودگاه (که روزانه بیش از یکصد هزار مسافر را جابه جا می کند) دسترسی پیدا می کنند.

 

 

عملیات اجرایی این فرودگاه که طرح آن در سال 1987 به وسیله �رنزو پیانو� معمار برجسته ایتالیایی ارائه شد، در سال 1995 با تلاش بیش از شش هزار نفر به اتمام رسید و به وسیله امپراتور ژاپن افتتاح شد و تاکنون مجهز به چنان امکانات پیشرفته یی شده است که نمونه آن در هیچ فرودگاه دیگری در جهان وجود ندارد. پس از عبور از پل ورودی به فرودگاه به طول 5/3 کیلومتر (که بزرگترین پل آبی در جهان هم محسوب می شود) به فرودگاهی می رسیم که روی یک جزیره مصنوعی آرمیده است: جزیره یی که فقط عملیات خاکریزی آن به وسیله شناورهای عظیم الجثه حامل میلیون ها تن شن و ماسه، نزدیک به سه سال طول کشیده است. اولین چیزی که هنگام ورود از راه یکی از 44 ورودی به ساختمان اصلی فرودگاه، توجه شما را به خود جلب می کند، پیغامی است که از تلفن همراهتان دریافت می کنید. این پیغام به وسیله سیستم فرودگاه برای شما ارسال شده و به شما اطلاع می دهد که می توانید تمامی اطلاعات پرواز فرودگاه کانسای و فرودگاه مقصدتان را به همراه همه اطلاعات اقامتی، سیاحتی مورد نیازتان به زبان دلخواهتان به وسیله تلفن همراه خود، در اختیار داشته باشید.

 

 

در این فرودگاه، هیچ کس نگران کنترل بلیت، بار و گذرنامه خود نیست، زیرا هنگام عزیمت به فرودگاه تمامی این تشریفات بدون اطلاع خود مسافر انجام شده است و بار مسافران به وسیله نقاله هایی که در ورودی فرودگاه در حال چرخش هستند، از داخل کانال های ویژه یی به طرف هواپیمایی که منتظر مسافران است، هدایت شده و یک سیستم امنیتی موقعیت آنها را برای مسافران مشخص می کند. درون ساختمان فرودگاه به رغم وجود حداقل 10 هزار مسافر که به طور مداوم در حال ورود و خروج از ساختمان هستند، همواره هوای تمیزی در جریان است و دلیل آن هم وجود سامانه تهویه استثنایی ساختمان است که به سقف غول پیکر ساختمان متصل است. این سقف که به شکل قوسی طراحی شده و 90 هزار متر مربع مساحت آن است، با بررسی ها و آزمایش های فراوان در کارگاه معماری �رنزو پیانو� و با همکاری مهندسان مکانیک ژاپنی و با استفاده از کمترین تجهیزات مکانیکی طراحی و تولید شده است.

 

 

جالب اینکه این سقف هوشمند است و نسبت به دمای هوای محیط و نیز کیفیت هوای هر قسمت از ساختمان تغییر حالت می دهد. فرودگاه کانسای ژاپن تنها فرودگاه جهان است که نابینایان در آن کاملاً راحت هستند زیرا طراحان این بنای عظیم به فکر مسافران نابینا هم بوده و برجستگی هایی روی ستون های ورودی و خروجی تمام راهروهای فرودگاه قرار داده اند که براساس خط بریل است و نابینایان می توانند با لمس کردن آنها دقیقاً متوجه شوند در چه بخشی از فرودگاه قرار دارند و به وسیله این اطلاعات مسیر مورد نیاز خود را هم به درستی پیدا کنند. علاوه بر این روی تمام موانع عبور و مرور هم اطلاعاتی وجود دارد که به طور کامل به نابینایان کمک می کند. این تنها نمونه کوچکی از امکانات رفاهی بی نظیر این فرودگاه پیشرفته است.
سازه اصلی این فرودگاه 18 میلیارد دلاری که جزیره زیر پای خود را به زانو درآورده است، از یک سیستم هوشمند بسیار پیشرفته برخوردار است و در برابر زلزله های 9 ریشتری هم به راحتی مقاومت می کند.
البته کارشناسان تخمین زده اند که این جزیره مصنوعی هر 50 سال، 11 متر نشست می کند که البته این مشکل هم به وسیله طراحان فرودگاه برطرف شده است زیرا اولین و کوچک ترین لغزش ناشی از این نشست ها، به وسیله حسگرهایی که روی تمامی 1100 ستون فرودگاه نصب شده اند، به مرکز کنترل مربوطه ارسال می شود و در این صورت ستون هایی که مانند ستون برج کنترل فرودگاه، سوار بر برجک های هیدرولیک اتوماتیک هستند، بلافاصله و به سرعت ستون را به تراز قبلی و به وضعیت گذشته برمی گردانند. در مورد دیگر ستون ها هم گروه های متخصص مستقر در بخش نگهداری فرودگاه با استفاده از جک های هیدرولیکی، ستون هایی را که در اثر نشست تغییر اندکی کرده اند، بلند کرده و به وسیله ورقه های فولادی که با ضخامت های مختلفی در اختیار دارند، ستون را به بخش هم تراز با دیگر ستون های دیگر این ابرساختمان بازمی گردانند، بنابراین این فرودگاه مجهز به سیستم بسیار پیشرفته یی است که وظیفه کنترل چندصد ستون بزرگ فولادی را برعهده دارد.
بسیاری از امکانات و تجهیزاتی که در حال حاضر در این فرودگاه پیشرفته وجود دارد، در جهان بی نظیر است و این به دلیل توجه و آینده نگری طراحان و سازندگان این بنای عظیم است که در حال حاضر راحتی و آسایشی مثال زدنی را برای مسافرانش به همراه آورده است.
منبع : akaskhooneh.persianblog.ir

__________________

من میاندیشم

پس هستم

رنزو پیانو و مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو : 80


رنزو پیانو در سال 1937 در جنوا ایتالیا متولد شد. در سال 1970 با ریچارد راجرز انگلیسی به همکاری پرداخت این دو با طراحی مجموعه پومپیدو به شهرت رسیدند.

پيانو در مقام معمار (هاي-تك) شروع به كار كرد و بعد ها به عنوان معمار ارگانيك شناخته شد و در نهايت به عنوان يك معمار مبتكر و خلاق در فنون و روش هاي ساختمان سازي به شهرت رسيد و هنوز هم بهترين نشان و افتخار كار هاي او تلاش وتحقيق مداوم براي يافتن افق هاي جديد معماري است كه از طريق روش هاي جديد فضا سازي و با تا كيد بر قدرت تفسير وباز انديشي در مورد نيازها وانتظارات انسان معاصرحاصل مي شود .


پيانو هميشه تلاش كرده روش ها و مفاهيم سنتي در مورد جهت و نحوه قرار گيري ساختمان را مورد باز انديشي قرار دهد وبا استفاده از شرايط و قابليت هاي طبيعي اقليم و محيط اطراف ساختمان و هدايت ويژگي هاي مطلوب آن به داخل فضايي خوش آيند وسازگار باشرايط طبيعي را در داخل ساختمان خلق نمايد .

موضوع عجيب ديگر اين كه وی در اسكيس هايش ايجاد جريان ها و اشعه ها در اطراف ساختمان و تعامل آن ها با خورشيد هميشه با مداد كمرنگ و سبز نشان مي داد .

با اينكه پيانو يك بنا زاده است و با قوانين و اصول مقبول ساختمان سازي بخوبي آشناست اما هميشه تلاش كرده طافق ها وشيوه هاي جديدي را جستجو كند تا پتانسيل هاي جديد مصالح را كشف و كيفيت و ارزش هاي انساني صنعت گري را غني كند .


مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه
طراحی 1991- ساخت 1993 تا 1998



پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.


معرفی سایت پروژه ( شبه جزیره نیوکالدونیا )



بین کشور فرانسه و همسایه بر سر مالکیت این جزیره اختلاف بوجود آمد و سرانجام این جزیره به فرانسه تعلق یافت.
رئیس جمهور فرانسه به منظور نشان دادن اینکه این جزیره اصالتا به فرانسه تعلق دارد تصمیم گرفت یک مجموعه فرهنگی احداث کند تا آداب و رسوم مردم بومی آنجا را که معروف به کاناک بودند به تمام جهان نشان بدهد.
محل قرارگیری پروژه را تاج جزیره انتخاب کردند و در اختیار آقای پیانو دادند.
از ویژگی های این سایت می توان گفت :
- در یک طرف آب آرام و مطابق آن باد مطلوب و ملایم و در طرف دیگر آب خروشان را داریم که باد غالب را تولید می کند.
- وجود پوشش گیاهی که سازگار با بناهای جزیره است.
- وجود خانه هاس کاناکی با مصالح بومی.


هنر پیانو در تبدیل کردن سازه بومی به های تک – تک لایه ای





یکی از جلوه های اصلی این مجموعه ، قدرت اجرایی به کار رفته از نظر صنعت گری بارای ساخت آنهاست که ریشه در تمدن و فرهنگ منطقه دارد. صنعت و مهارتهایی که به شکل شیوه های ساخت ممکن در این منطقه تبلور یافته است.

فرم سازه ای منتخب رنزو پیانو به خوبی قادر است با الگوها و شکل های تکیه گاهها ، بادبندها و سایر عناصر سازه ای تلفیق شود. سازه این ساختمان ها دو لایه است و خلا بین دو جداره ، ابزاری ارزشمند برای خنک کردن و تهویه ی فضای داخلی محسوب می شود.
شبکه ای تنیده با بافتی ظریف ، پوسته خارجی ساختمانها را تشکیل می دهد و با ارتعاش هایی متغییر که در قسمت های مختلف متفاوت است. این پوسته خارجی ساختمان را پویاتر می کند.


جواب مثبت پیانو به خانه های کاناک



نتایج بدت آمده ی فوق العاده قبل از ساعت این مجموعه ، نشان دهنده ی پاسخ مثبت پیانو است برای به نمایش گذاشتن فرهنگ کاناک که در تمام منطقه ی نیوکالدونیا غالب است و نشان دهنده نیاز و علاقه شدید او به باز اندیشی و بر انگیختن فرهنگ انسانی به طور پیوسته و به شکل های مختلف است.
همچنین این پروژه بیان کننده بینشی عمیق نسبت به امکانات و توانائی های معماری معاصر و چگونگی ترکیب آن با جزئیات و ریزه کاری های تمدن و فرهنگ بومی منطقه است.
همچنین این پروژه قادر است علاوه بر تفکری گم شده در زمان ، باززنده سازی اندیشه های کهن یک قوم برای ایجاد رابطه با محیط طبیعی اطرافش را نیز به خوبی به تصویر بکشاند.



عملکردهای مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو


این مجموعه به سه دسته تقسیم شده است که دو دسته ی آن سه تایی و دیگری چهار تایی است.
عملکرد آنها شامل : سمعی بصری ، کتابخانه ، کافه تریا ، نمایشگاه ، سالن اجتماعات ، سالن رقص ، آمفی تئاتر ، موزه و ...





<< فضای داخلی کتابخانه

نمایشگاه سنن مردم کاناک >>

<< دید به سرسرا


منبع : ahoopa.blogfa.com

__________________

تالار موسیقی پارکودلا

ساخت پروژه : 2002-1996

محل پروژه : رم

مقاله فارسی :

پروژه تالار موسیقی رم توانست در مسابقه بین المللی برنده شود و به نیازهای مناطق شهری برای گسترش امکانات سبک هنری برای موسیقی کلاسیک پاسخ دهد .
این پیشنهاد طرح بسیار هوشمندانه بود که تمام برنامه های دیگر در منطقه شهری را درهم شکست . مقامات شهری این روند را ادامه دادند و با کمک آنها 3 تالار کنسرت مجزا در کنار پارک ایجاد شد . هر یک از سه تالار اشکال هندسی خاص دارد که شکل آنها شبیه ابزار موسیقی است . تاثیر متقابل این نماهاو کیفیت آنها و شکل قشر مانند یا لایه لایه سقفها ویژگی فضا را بارزتر می کند که میتواند با انعکاس موج صوتی و اجرای موسیقی طرح ریزی شود .
در چنین حالتی است که وجود ابعاد و ابزار موسیقی به واکنشهای صوتی مختلفی اشاره می کند بنابراین نوا یا آ هنگی که در این سه تالار اجرا می شود بسیار متفاوت است .
کوچکترین تالار آن 750 صندلی دارد که فضای انعطاف پذیری را همراه با موج صوتی نشان می دهد .
همچنین در سقف و کف آن موج صوتی انعکاس می یابند و عملکرد صوتی دیوارها نیز تغییر می کند . در تالار 1200 نفره و حتی در بزرگترین تالار 2800 سقف طوری تنظیم شده که می توان موقعیت گروه موسیقی را با ردیف صندلی هایی که اشغال شده است کاملا تعدیل کند .

برگرفته شده از : کتاب همین معمار که در بازار هم موجود می باشد

مقاله لاتین :

http://www.4shared.com/document/HZQb...ano_Parco.html

گالری تصاویر
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  1.JPG
نمايش ها: 8
حجم:  36.7 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  8.jpg
نمايش ها: 11
حجم:  126.4 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  10.jpg
نمايش ها: 11
حجم:  130.0 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  2.jpg
نمايش ها: 10
حجم:  77.6 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  9.jpg
نمايش ها: 10
حجم:  71.3 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  3.jpg
نمايش ها: 7
حجم:  80.8 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  4.jpg
نمايش ها: 7
حجم:  123.2 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  5.jpg
نمايش ها: 5
حجم:  94.6 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  6.jpg
نمايش ها: 9
حجم:  112.8 كيلو بايتبراي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  7.jpg
نمايش ها: 10
حجم:  85.6 كيلو بايت

________________

 

+ نوشته شده در  89/08/08ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط محمد هادی فرمانی  |